محمد على آزاد كشميرى

248

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

83 ) مولانا محمد على بن محمد امين السكاكى الشيرازى [ حدود 1075 - 1135 ه . ق ] : « 1 » فاضل حقايق و معارف آگاه و از تلامذهء حضرت آخوند ملا شاه محمد شيرازى ، شارح صحيفه ، و آخوند ملا مسيحاى فسوى بود . شيخ على حزين در تذكرهء خود گفته : « الفاضل الاوحد المولى محمد على السكاكى الشيرازى - عليه الرحمة - حاوى بسيارى از فنون علميه و متحلى به اوصاف شريفه و اخلاق فاضله بود . در اواخر ، تدريس دار العلم شيراز به ذمتش موكول و مشربى صافى و وارستگى عجيب داشت و از شاگردان نمايان حضرت علامى مسيح الانام - عليه الرحمة و الرضوان - بود و ادراك صحبت بسيارى علماى موحدان نموده به صيقل هدايت و فيض سعادت ، زنگار كلفت از آئينهء دلها زدوده از سخن دلپذير و حسن تقريرش ، فيض سحرگاهى هويدا و از ضمير مهر تنويرش ، دم جان‌بخش مسيحائى پيدا ، و تا اين نيازمند درگاه الهى در شيراز بوده پيوسته هنگام سحرگاه به فيض‌بخشى منزل حقير آمدى و تا ارتفاع نهار به مصاحبت گذرانيدى . در فرقت او مپرس احوال دلم تا آنكه از كمال سعادتى كه شامل حال فرخنده مآل آن صاحبدل بلنداقبال بود در استيلاى افغان و آشوب شيراز در سال هزار و يك‌صد و سى و پنج ( 1135 ) به دست اشرار قوم بدسگال در مراحل ستين ، شربت شهادت چشيده در خانهء خويش مدفون گرديد . اسكنه اللّه فى جواره . تخلص آن بليغ الكلام « شكيب » و خلف محمد امين سكاكى شيرازى است . اشعار رشيقه دارد » . و نيز شيخ على حزين در سوانح عمرى خود به تقريب ذكر فضلاى بلدهء شيراز آورده كه : « ديگر از افاضل و معارف آن شهر ، جامع الفضائل مولانا محمد على مشهور به سكاكى بود . موحدى دانشمند و مدرس مدارس شيراز كه در اكثر فنون و علوم مهارت داشت و از تلامذهء ملا شاه محمد شيرازى و آخوند ملا مسيحاى فسوى و ديگران بود . نسبت ارادت به سلسلهء مشايخ درست كرده در لباس ايشان مىزيست . بغايت عالىفطرت و صافىطويت و خجسته‌اخلاق بود . قبول عظيم در دلها داشت . پيوسته دوستى و مصاحبت با فقير مىنمود تا آنكه در استيلاى افاغنه به شيراز درجهء شهادت يافت .

--> ( 1 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 533 ، تذكرهء حزين ، ص 128 . او شعر هم مىگفت و تخلص « شكيب » داشت . آذر بيگدلى در آتشكده شغل او را « حكاك » نوشته . رجوع شود به رياض العارفين هدايت ، ص 99 ، فارس‌نامهء ناصرى ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 148 ، چاپ دكتر رستگار ، ص 1171 ، آتشكدهء آذر ، چاپ مير هاشم محدّث ، ص 524 ، رياض الجنه ، روضهء پنجم ، قسم دوم ، شمع انجمن ، ص 217 ، قاموس الاعلام ، ص 2865 ، مرآة الفصاحه ، حرف شين ، ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 335 . در فارس‌نامه آمده : « چون پدرش كارگر بود او را سكاكى گفتند . . . طريقهء سلسلهء ذهبيه را گرفت . . . » .